تعبیر رویا از دیدگاه فروید و یونگ

  • زیگموند فروید

یکی از پیشگامان موثر در زمینه تعبیر رویا در روانکاوی زیگموند فروید است. او عصب‌شناس اتریشی متولد ۱۸۵۶ و پدر علم روانکاوی است و با استفاده از تحلیل رویا‌های بیماران روحی و روانی به معالجه آنها می‌پرداخت. او سال ۱۸۹۹ کتابی به نام «تعبیر خواب» نوشت و در این کتاب به شرح تئوری‌های خود درباره عملکردهای خواب پرداخت. بخش عمده این کتاب به شرح رویاهای شخصی خود، نزدیکان، آشنایان و بیماران اختصاص دارد. او معتقد بود محتوا و معنای هر خواب در مورد تحقق آرزوها و خواسته‌های سرکوب شده انسان است. آرامشی که به احتمال زیاد فرد در تحقق آرزوهای خود در رویایش حس می‌کند، در واقع بروز خواسته‌های سرکوب‌شده‌اش محسوب می‌شود؛ اما وقتی این رویا‌ها با ارضای واقعی خواسته‌ها و تحقق آنها در تعارض باشد، تبدیل به کابوس می‌شوند.

فروید در واقع رویاها را در مسیر صداقت به سمت ضمیر ناخودآگاه می‌دانست طوری که هنگام خواب دیدن، دفاع از خود در رویابین کم شده و برخی خواسته‌های سرکوب شده مجال حضور می‌یابند، ولو به شکلی پیچیده و تحریف شده وارد ضمیر خودآگاه فرد می‌شوند. از نظر فروید رویاها در خدمت ضمیر ناخودآگاه بوده و در درک این‌که ناخودآگاه‌مان چگون کار می‌کند، راهنماهای باارزشی محسوب می‌شوند.

او سال ۱۸۹۵ رویایی دید و تئوری خود را بر مبنای آن گذاشت. او در مورد یکی از بیمارانش به نام ایرما که مراحل درمان را تکمیل نکرده بود، نگران بود و در واقع فروید خودش را به این خاطر سرزنش می‌کرد و مقصر می‌دانست. سپس یک شب در رویای خود ایرما را در یک مهمانی دید و او را به گوشه‌ای از اتاق برد و بابت تکمیل نکردن مراحل درمانش سرزنش کرد و ایرما به او یادآورشد دردهای زیادی دارد. سپس یکی از همکارانش به ایرما به صورت غیربهداشتی دارویی تزریق کرد و فروید متوجه شد دردهای ایرما ناشی از این تزریق غیربهداشتی است و در همان حال احساس گناه فروید از میان رفت.

فروید این رویا را که نامش را «تزریق ایرما» گذاشت نوعی تحقق یک آرزو دانست. فروید آرزو داشت در وضع بد ایرما او مقصر نباشد و این خواسته در رویای او با گفتن این‌که پزشک دیگر مقصر است، محقق شد. فروید براساس این رویا نظریه‌اش را مبنی بر این‌که رویا‌ها تحقق خواسته‌ها و آرزوهای سرکوب شده هستند، ارائه کرد.

او بین رویایی با محتوای آشکار (آنچه رویابین به یاد می‌آورد) و رویا با محتوای پنهان (مفهوم سمبلی رویا مانند چیزی که در آرزوی فرد نهفته است) تفاوتی قائل شد. محتوای آشکار در واقع براساس حوادث روز فرد خواب بیننده است. به این ترتیب پردازشی که یک آرزو و خواسته‌ای را به محتوای آشکار ترجمه می‌کند، عمل رویا نامیده شد. هدف از عمل رویا ترجمه کردن آرزوهای ممنوعه به شکلی امن است. فروید معتقد است کابوس‌ها و خواب‌های آشفته ناشی از عملکرد نادرست عمل رویاست.فروید چهار قاعده را در رویاها شناسایی کرده ‌است؛ اول عامل تراکم که به معنی فشرده‌سازی و خلاصه‌ کردن خواسته‌هاست. مثلا دیدن رویایی در مورد خانه ممکن است خلاصه‌ای از نگرانی‌هایی در مورد امنیت و همچنین در مورد ظاهر فرد در برابر دیگران باشد.

دوم عامل تغییر مکان یا انتقال و جابه‌جایی که براساس آن بار عاطفی و احساسی از هدف اصلی به یک هدف غیرواقعی منتقل می‌شود. مثلا یکی از بیمارهای فروید بشدت از خواهر شوهرش ناراحت بود و در رویایش او را به شکل یک سگ سفید سرگردان دیده بود. در واقع خواست واقعی او کشتن خواهر شوهرش بود، اما اگر او در رویا می‌دید که او را واقعا کشته است، مسلما احساس گناه می‌کرد؛ بنابراین ضمیر ناخودآگاهش برای محافظت از او، فقط آن زن را به یک سگ تبدیل کرده بود.

عامل سوم ویژگی نمایشی رویاست که مفاهیم انتزاعی ذهنی را به صورت تصاویر درمی‌آورد. در واقع هنگام تحلیل مشکل روحی و روانی فرد بیمار، فروید سعی می‌کرد افکار پس رانده شده بیمار را با کمک شرح تصاویر به ضمیر خودآگاه وی آورده و او را درمان کند.

چهارمین عامل نیز خاصیت تمثیل‌سازی خواب است. در واقع به جای یک عمل، فرد یا ایده‌ای را به صورت سمبلی می‌سازد. مثلا پلکان، خندق، خیابان، خانه، اتاق، خودرو، آشپزخانه، زردچوبه، دندان، املت، بادمجان، بادکنک، دست‌ها و پاها و غیره همه نماد و رمزی است که می‌توان آنها را کشف کرده و به کمک آن راز خواب را گشود.

 

  • کارل یونگ

کارل یونگ متولد ۱۸۷۵ روانپزشک و متفکر سوئیس و شاگرد فروید بود. او بعدها از استاد خود جدا شد و نظریه‌هایی تحت عنوان روان‌شناسی تحلیلی ارائه کرد. کارل یونگ در زمینه تعبیر رویا در روانکاوی تحقیقات بسیاری کرد.

کارل یونگ گرچه مدل تعبیر رویای فروید را کاملا رد نمی‌کند، اما معتقد است نظریه رویاهای فروید درباره بروز آرزوهای محقق نشده رویا بین ساده و خام است. او می‌گوید فرآیند جمع‌آوری تداعی‌های یک رویا می‌تواند در مورد پیچیدگی‌های ذهنی و روانی فرد آگاهی و بینشی به دست دهد؛ اما این روش ضرورتا معنای رویا را به‌طور کامل بیان نمی‌کند.

بنا بر اعتقاد یونگ، دامنه تعبیر خواب بسیار وسیع‌تر از چیزی است که فروید به آن پرداخته بود و بیانگر کل پیچیدگی‌های ضمیر ناخودآگاه رویابین است. کارل یونگ برای تعبیر و تحلیل رویا دو روش عینی و ذهنی پیشنهاد کرد. در روش عینی اگر رویا بین اشخاصی را می‌بیند مفهوم دیگری ندارد و آن اشخاص دقیقا همان‌هایی است که دیده می‌شوند. مثلا مادر همان مادر و دوست همان دوست است. اما در روش ذهنی اشخاصی که به خواب فرد می‌آیند، در واقع قصد نشان دادن یک جنبه از وجود رویابین را دارند.

یونگ معتقد است پذیرفتن حقیقت رویا در روش ذهنی برای خواب بیننده سخت‌تر از روش عینی است. اما در بیشتر مواقع رویابین به این حقیقت می‌رسد که شخصیت‌های درون رویاهایش می‌توانند نشان‌دهنده یک جنبه تائید نشده از وجودشان باشد. مثلا اگر فردی خواب ببیند که از سوی یک قاتل دیوانه تحت‌تعقیب است، ممکن است در نهایت پی ببرد در اعماق وجودش به کشتن کسی متمایل است. گشتالت درمانی که نوعی روش درمان روانشناختی است و بر تجربه‌های فعلی نه گذشته بیمار تاکید دارد، روش ذهنی تعبیر کارل یونگ را به کار می‌برد و مدعی است حتی اشیای بی‌روح و جان در یک رویا می‌توانند بیانگر جنبه‌های مختلف شخصیت رویابین باشند.کارل یونگ به الگوهای اصلی و اولیه معتقد است که طرح‌های دیگر از آن سرمشق می‌گیرند و این الگوها جهانی بوده و در همه‌جا یکسانند.

در حقیقت هر یک بیانگر نوعی تفکر ناخودآگاه است که بشدت در ضمیر خودآگاه‌مان پنهان شده است و در رویا‌هایمان به صورت مستقل و آشکار درک می‌شوند. آشنایی با این الگوهای موجود در رویاهای فرد می‌تواند به او کمک کند که طرز تفکر ضمیر ناخودآگاه خود را شناخته و بخش‌های مجزای ذهن خود را به یکدیگر متصل کرده و درکی کامل از خود واقعی‌اش به‌دست آورد.

یونگ هشدار می‌دهد نباید بدون شناخت و درک صحیح از وضع بیمار روحی، معانی خاصی به سمبل‌های موجود در رویاهای او نسبت داد و همچنین شرح جزئیات رویاها لازم نیست و باید به صورت کلی به آنها نگریسته شود.

 

منبع: جام جم آنلاین

به اشتراك بگذار:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *